برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران بیش از دو دهه است که بخش عظیمی از سیاستهای داخلی و خارجی کشور را به خود معطوف داشته است و در کانون توجه افکار عمومی داخلی و تا حدود زیادی بینالمللی قرار گرفته است. اهمیت این برنامه تا جایی است که علاوه بر سیاست و امنیت، سایر بخشهای کشور مانند اقتصاد، فناوری، انرژی و... را به خود مشغول داشته است. در این میان، پیبردن به چرایی سیاست پیگیری و پیشبرد همه جانبه برنامه هسته ای از سوی جمهوری اسلامی ایران (علیرغم مخالفت جدی بسیاری از قدرتهای بزرگ جهانی و تهدید و اعمال تحریمهای گسترده از سوی آنها) و تحلیل جایگاه این برنامه در سیاست امنیت ملی کشور از اهمیت ویژهای برخودار است. این پژوهش در چارچوب تئوری امنیت هستی شناختی به تحلیل هویتیِ سیاست امنیت ملی ج.ا.ایران، از نظر همخوانی هستیشناسانه این نظریه با بعد هویتی جامعه و نظام ج.ا.ایران پرداخته است. در همین راستا، عوامل شروع و پیگیری برنامه هستهای ج.ا.ایران در سه بعد عوامل هویتی، امنیتی و اقتصادی به صورت میدانی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان میدهد عامل اصلی شروع و پیگیری برنامه هستهای از سوی نظام ج.ا.ایران، دستیابی کشور به دانش و فناوری پیشرفته هستهای به عنوان نمادی از توانایی و استقلال نظام ج.ا.ایران در کسب علوم و تکنولوژی برتر جهت افزایش پرستیژ و ارتقاء جایگاه هویتی ج.ا.ایران در جهان اسلام و نظام بینالملل بوده است. بر اساس نظریه امنیت هستیشناختی، برنامه هستهای بومی ایران، به گونهای برای ایرانیان برساخته شده است که ایرانیان فناوری هستهای و داشتن چرخه سوخت هستهای را حق مسلم خود دانسته و «هویت ایران هستهای» به بخشی از «عزت» و غرور ملیشان تبدیل شده است. از این رو، از نگاه ایرانیان، تداوم برنامه هستهای برای آنها عزت و غرور و کنار گذاشتن آن(تحت فشار آمریکا و کشورهای غربی) به منزله از دست دادان بخشی از هویت غرور انگیزشان تلقی شده که باعث زیر سؤال رفتن «عزت» و «غرور» ملی شده و به نوعی «ذلت» آنها را در پی خواهد داشت. به همین دلیل ایرانیان با وجود فشارهای شدید سیاسی-اقتصادی و تهدیدهای جدی نظامی حاضر به کنار گذاشتن برنامه هستهای خود نشدهاند.